Cube Land
برگزارکننده
uni.xyz
معمار مسئول
مجتبی هوشنگیان شیرازی
همکاران طراحی
مهسا پاکشیر، رخساره ، امجد صدری
دسته بندی
مسابقه
پروژه طراحی یک مهدکودک با رویکردی پژوهشمحور؛ همزمان با مطالعاتی گسترده در حوزههای مختلف، آغاز شد روندی که بستر مفهومی و طراحی پروژه را شکل داد.
این مطالعات در چهار محور اصلی متمرکز بود:
- بررسی بستر جغرافیایی و فرهنگی کشور نیوزیلند؛
- تحلیل رویکردهای نوین آموزش پیشدبستانی همچون روش مونتسوری و رجیو امیلیا؛
- مطالعهی نمونههای موفق در کشورهایی با رویکردهای عمیق و کاربردی در آموزش خردسالان مانند ژاپن و چین؛
- بررسی دیدگاه داوران مسابقات معماری در حوزه طراحی فضاهای آموزشی کودکان.
مطالعات اقلیمی منطقه ولینگتون نشان داد که این منطقه دارای حداقل تغییرات آبوهوایی است. با تعداد نسبتاً پایین روزهای ابری در سال و زاویه مطلوب تابش خورشید، امکان بهرهگیری حداکثری از فضای باز فراهم است. با توجه به شیب زمین و شرایط اقلیمی سایت، تودهی اصلی ساختمان در بخش جنوبی جانمایی شد تا بخش شمالی—با بهرهمندی از نور مطلوب شمال، تابش خورشید، امکان ایجاد تراسهای کاربردی و دسترسی به چشماندازهای باز—به عنوان فضای کیفی پروژه ایفای نقش کند.
طراحی مجموعه با تأکید بر بهرهگیری از شیب طبیعی زمین و ایجاد حیاطهایی در ترازهای متفاوت انجام شد؛ بهگونهای که این فضاها بیشترین ارتباط را با خیابان شرقی برقرار کرده و در عین حال، ایمنی کودکان در حرکت و گردش درون مجموعه حفظ شود.
با توجه به شیب ۱۳ درصدی زمین، تیم طراحی بهجای تبعیت از حداکثر ارتفاع مجاز (۱۲ متر از سطح زمین)، پروژه را در راستای شیب، بهسمت غرب و شمال گسترش داد. این تصمیم، امکان استفادهی حداکثری از بستر طبیعی و شکلگیری فضایی پویا، همپیوند با بستر و منطبق با نیازهای عملکردی را فراهم ساخت.
با توجه به سرمای غالب منطقه، تیم طراحی تلاش کرد تودههای ساختمانی را در بخش غربی پروژه جای دهد تا با ایجاد نقش بادشکن، فضای میانی پروژه را به محیطی امن و آرام برای حضور کودکان تبدیل کند؛ فضایی که با نحوهی جانمایی تودهها، امکان کنترل شرایط اقلیمی آن فراهم شود.
در ادامهی همین رویکرد، بهرهگیری از سقفهای شیبدار، ضمن همخوانی با معماری بومی منطقه، با هدایت آب باران و بهبود گردش هوا در تابستان ـ متناسب با اختلاف ارتفاعها ـ نقشی مؤثر در تنظیم شرایط اقلیمی ایفا میکند.
مطالعات انجامشده بر زمینهی پروژه و بستر فرهنگی آن، منجر به شناسایی عناصر کلیدی در هنرهای تجسمی و آیینهای فرهنگی مائوری شد؛ از جمله تکنیکهای سنتی ساختوساز، صنایعدستی، و الگوهای فضایی. این یافتهها مبنایی فراهم کردند برای توسعهی فضایی که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای آموزشی کودکان، پیوندی معنادار با لایههای فرهنگی مکان برقرار کند.
در همین راستا، ایدهی استقرار یک مزرعهی آموزشی در بخش غربی سایت مطرح شد؛ فضایی با هدف آشنایی کودکان با سنتهای کشاورزی، فرآیند تولید، و مفاهیم مرتبط با تغذیهی سالم. این فضا همچنین بستری برای آموزش مفاهیم اجتماعی، اقتصادی و تاریخی مرتبط با توسعهی انسان فراهم میآورد. در طراحی این بخش، از الگوی باغهای BED استفاده شده است.
بخش ب. بر پایهی رویکردهای نوین آموزشی، این بخش از پروژه با هدف تقویت حس کنجکاوی و میل به کشف در کودکان طراحی شده است. در اینجا، بازی اصلی نه در ابزار و وسایل، بلکه در روند خودشناسی کودک و شکلگیری روابط دوستانه در بستر فضا تعریف میشود. احساس تعلق زمانی شکل میگیرد که فضا پویا، چندوجهی و پذیرای تفاوتها باشد؛ طراحی فضاهایی زنده، باز و سیال میتواند بستری برای شکلگیری این احساس در کودک فراهم آورد. بر همین مبنا، طراحی مسیرهایی روان و پیوسته میان شیبهای طبیعی سایت، نقش مهمی برای تقویت استقلال حرکتی کودک ایفا میکند. این مسیرها از یک سو تجربهای جستوجوگرانه و درگیر با فضا را ممکن میسازند، و از سوی دیگر، با ایجاد دیدهای پنهان وغیرمستقیم، تخیل کودک را به کشفهای ذهنی و داستانپردازانه سوق میدهند.
یکی از ایدههای آموزشی مطرحشده در روند طراحی، ایجاد یک «جنگل کوچک» در بخش غربی سایت بود؛ فضایی ارگانیک و تعاملی که با الهام از محیطهای طبیعی و باغوحشهای شبیهسازیشده، زمینهای برای تجربهی مستقیم و چندحسی کودک فراهم میکند. این فضا با بهرهگیری از عناصری چون حیوانات، موقعیتهای مخاطرهآمیز کنترلشده، و شبیهسازی پدیدههایی همچون باد، باران، پوشش گیاهی و خاک، بستر مناسبی برای تحریک حواس مختلف کودک و تقویت مهارتهای شناختی او فراهم میآورد. تیم طراحی در مطالعات خود به این جمعبندی رسید که کاهش میزان نظارت مستقیم بر کودک در چنین محیطی، بهمعنای فراهمکردن فرصتهایی برای تقویت حس مسئولیتپذیری و یادگیری خودمراقبتی در اوست.
از دیگر رویکردهای مورد نظر در طراحی، ادغام بازی در جریان فعالیتهای روزمره کودک است. در این رویکرد، هدف نه جداسازی کودک از محیط پیرامون و انتقال او به فضایی مجزا برای بازی، بلکه فراهم آوردن بستری سرشار از رنگ، نور خورشید و سایه است؛ محیطی که از طریق تنوع حسی و چالشهای حرکتی، حس کنجکاوی را برمیانگیزد و بازی را به بخشی جداییناپذیر از زیست روزمره کودک بدل میسازد.
فضایی که حتی انتخاب مسیر دسترسی در آن، فرصتی برای برانگیختن خلاقیت ذهنی و بدنی کودک فراهم میآورد؛ محیطی که امکان حرکت گروهی و دویدن در ترازهای مختلف و در میان چشماندازهای متنوع را برای کودک مهیا میسازد.
