logo

School of Thought

کانادا

2021

معمار مسئول

مجتبی هوشنگیان شیرازی

 

همکاران طراحی

سینا صفری، بیتا عرفانی کیا، علیرضا ادیبی

 

دسته بندی

مسابقه

 

وضعیت

کانسپت

کانسپت ۱:

کلاس ها از فضاهای یک طرفه که یک معلم دارد و دانش آموزان به او گوش می کنند خارج شده و به کارگاه هایی تبدیل می شوند که بچه ها خود دست به کار شده و با استفاده از کار گروهی و تعاملات اجتماعی کار یاد می گیرند.

کانسپت ۲:

تبدیل کانسپت به فیزیک (کالبد): برای نیل به این هدف، ما سعی کردیم فضاهای آموزشی را از سطوحی به وجود آوریم که سطوح بسته نیستند، چون نمی توان اساسا به فضای آموزشی به شکل سطوح بسته و محصور نگاه کرد. در طراحی فضاهای مجموعه و مبلمان آن، سعی شده است فضایی طراحی شود که دانش آموز ضمن یادگیری اصول  زندگی با دیگر افراد و جامعه را بیاموزد و این کار از طریق سازوکارهایی که برای رفتار و یادگیری که زیربنای آن را تعاملات اجتماعی تشکیل می دهد انجام می­دهد. فرد با زندگی در این مدرسه می­آموزد به محیط اجتماعی و خصوصی اطراف خود احترام بگذارد و حقوق دیگر افراد را رعایت کند. برای مثال می آموزد با سروصدا برای کسی مزاحمت ایجاد نکند، زباله نریزد و اخلاق­مدار باشد.

 

در ایده اصلی تلاش شده است فضایی طراحی شود که افراد تسلط بصری کامل به تمام فضاهای آن و در واقع جامعه­ی خودش داشته باشند و طرح مدرسه این امکان را به افراد می­دهد که فرد بتواند جامعه خود را هم از لحاظ دید افقی و هم عمودی تحت نظر خود داشته باشد. درنتیجه این کار، در افراد حس تعلق خاطر بیشتری ایجاد شده و بیشتر احساس می­کنند فضا را در اختیار دارند.

برای این کار در کانسپت اصلی یک فضای سبز بزرگ به شکل دره در وسط قرار داده شده، و دو نیم تپه از سمت راست و چپ به آن ختم می­شوند. این دره با قرارگیری فضای سبز در آن نقش تعدیل آب و هوایی را برعهده داشته و دو نیم تپه، در یکی دانش­آموزان تحت نظارت یک مربی، معلم و مدیر آموزش می­بینند و در آن سعی شده است فضاها محصور به دیوارهای بلند نباشند. در نیم تپه ی دیگر دانش آموزان تحت سلطه ی هیچ نظام آموزشی رفتار نمیکند و در آن براساس آموزش های دریافتی زندگی کرده و آموزش دریافتی را در آن پیاده می کند. در این بخش زندگی می کند، به لحاظ اخلاقی و اجتماعی اصولی را رعایت می­کند، برای خود کسب درآمد می کند و خودش فضاها را مدیریت می کند.

در بخش زیرین نیم تپه ی آموزشی آمفی­تئاتر قرار گرفته و مراسمات در آن برگزار می­شوند و در زیر نیم­تپه­­ای که به صورت تلویحی تحت آموزش قرار دارد فضای ورزشی قرار می­گیرد.

کانسپت ۳:

طرح  مانند یک کندوی زنبورعسل و یک کلونی به گونه­ای در نظر گرفته شده است که افراد دائما می­توانند از نقطه­ای به نقطه­ی دیگر جابجا شده و هیچ مانعی برای حرکت پیوسته در فضا وجود ندارد. برای این کار دسترسی­های عمودی و افقی در تمام سطوح (شامل آسانسور؛ پله­ها و رمپ) قرار داده شده است.

کانسپت ۴:

دو نیم تپه ی موجود دائما در معرض دید یکدیگر هستند و دانش آموز با قرارگیری در بخش آموزشی می­تواند جامعه­ی روبرو و ساز وکار قرارگیری در جامعه را ببیند. همچنین برای این کار مبلمانی طراحی و ساخته شد که انعطاف پذیر باشند و قابلیت استفاده در موقعیت های مختلف را داشته باشند.

 

کانسپت ۵:

جهت گیری ساختمان به گونه ای بوده که بتواند از یک سمت بیشترین استفاده را از نور جنوب داشته باشد در عین حال که دیدی به باغ­های پشت داشته باشد و از دسترسی اتوبان کاملاً به چشم بیاید. بین فضای داخلی ساختمان و فضای بیرون واسطه­هایی قرار داده شده از قبیل دبل اسکین فاساد که دورتادور ساختمان کشیده شده و با محبوس نمودن جریان هوا درون خودش، مانند یک پیل حرارتی برای آن عمل می‌کند. علاوه بر این واسطه، رمپ، با فاصله انداختن میان پوسته و فضاهای داخلی، و فضای سبز داخل مجموعه نور و انرژی مستقیم دریافتی از پوسته را با تعدیل و کنترل وارد کلاس­ها می­کند. این فضای سبز در فصول سرد نیز با تامین رطوبت مورد نیاز می­تواند مفید واقع شود. تلاش شد در این فضا از ستون­های کمتری استفاده شود که دیدها برقرار باشند.

از یک سقف سبک (اسپیس فریم) یا پوشش نیمه شفاف برای نورگیری این مجموعه استفاده شده تا هم بتوان نور سقفی را وارد فضا کرد و هم به ستون­های کمتری برای آن نیاز باشد. تلاش شد ستون­ها به شکل درختی طراحی شود و از فضای میان آن برای طراحی خانه درختی استفاده شود. برای اسکلت از قاب خمشی بتنی با اتصالات صلب استفاده شده است. سازه نما نیز به وسیله ستون­هایی در اطراف حجم ساپورت می­شوند و دبل اسکین فاساد و شیدینگ ها قرار می­گیرند.