Breaking Work
2022
برگزارکننده
uni.xyz
معمار مسئول
مجتبی هوشنگیان شیرازی
همکاران طراحی
مهسا پاکشیر، رخساره شیدایی، هیلدا خزاعی نژاد
دسته بندی
مسابقه
این پروژه، نخستین مواجهه با تغییر پارادایم در طراحی فضاهای اداری است؛ فضاهایی که از بدو امر برای گرد هم آوردن افرادی با اشتراکات بنیادین شکل گرفتهاند. این دگردیسی برنامهریزیشده، متأثر از سه جریان کلیدی است:
نخست، تأثیر شگرف فناوری و شبکههای ارتباطی مجازی که منجر به انتقالهای سریع درونسازمانی در شبکههای کلانتر شده است. دوم، تغییر ماهیت فضای کالبدی به مکانی برای «همکاری» (Collaborative Work)؛ چه در قالب فضاهای اشتراکی با زیرساختهای مشترک، و چه در مقام بستری برای خلق فضایی که تعامل در آن، خلاقیت را تعالی میبخشد. سومین جهتگیری این تغییر، ادغام فعالیتهای جذاب غیرکاری است که اکنون به بخش جداییناپذیر زندگی بدل شدهاند؛ فعالیتهایی که حذف آنها از زیست شهری ناممکن است و در کلانشهرها، صرف وقت و هزینه گزافی را به شهروندان تحمیل میکنند.
این فعالیتها شامل ورزشهای روزانه، استراحتهای کوتاه بینکارهای فشرده، دیدارهای دوستانه در پایان ساعت کاری، و حتی بازدید از نمایشگاههای هنری یا تماشای پرفورمنسهای ویژه در طبقات زیرین مجموعه است.
مفهوم (Concept):
با تحول فرهنگ کار، فضاهای اداری از میزهایی مملو از تجهیزات، به یک «دسکتاپ» کوچک در تبلت یا گوشیهای هوشمند ما بدل شدهاند؛ ابزارهایی که همزمان وظیفه خرید، حملونقل و دسترسی به بزرگترین کتابخانههای جهان را بر عهده دارند. در نتیجه، از منظر سازماندهی و مبلمان، گروه معماری بر این باور است که تلاش برای خلق فضاهای اداریِ سنتی، محکوم به شکست است. رویکرد ما در این پروژه، نگریستن به «تنوع» و «پویایی» به عنوان عناصری جداییناپذیر از فضاست.
کانسپت اصلی پروژه، تلفیق فضاهای کار، هنر و زندگی با نیمنگاهی به ضرورت خلق فضاهای تکنفره، دونفره، چندنفره و جمعی است تا با دستیابی به یک «هدف مشترک هویتی»، فضایی پویا تعریف شود؛ هدفی که برای افرادی با پیشزمینه فعالیتهای هنری، معنای عمیقتری مییابد.
ایده فضایی پروژه از طریق اتصال سطوح تخت با یک سطح شیبدار (رمپ) شکل میگیرد. در برخی نقاط، هندسه کف و به تبع آن هندسه مبلمان از چارچوبهای متعارف اداری خارج شده و ساختمان مرزهای بصری خود را با زمین پیرامون درنوردیده است؛ جایی که فضاهای نیمهباز و بیرونی به درون نفوذ میکنند. در نهایت، رمپ به شکل نمادین به بام ساختمان ختم میشود؛ بامی که از نظر اقلیمی و معنایی، نقطه اوج این فعالیتها را در قالب یک مزرعه کوچک به نمایش میگذارد.
ساختمانی که از زمین و با عنصر «آب» در محل اتصال بنا به زمین آغاز میشود و به «مزرعه» در بام ختم میگردد؛ گویی این بنا، تفسیری دوباره از رباعی حکیم عمر خیام است که فرآیند تکامل و تعالی هنری را ترسیم کرده و زندگی را بخشی از این هنر میبیند:
ما لُعْبَتَکانیم و فلک لُعبَتباز
از روی حقیقتی نه از روی مَجاز
یکچند در این بساط بازی کردیم
رفتیم به صندوقِ عدم یکیک باز!
طبقه دوم: این طبقه همچون لحظه واکنش در یک آزمایش شیمیایی است؛ جایی که انرژی هنرمندانِ گردآمده، یک فضای «همکاری» (Co-Working) یکپارچه و جذاب را خلق میکند. فضایی که در آن هر هنرمند آزادانه از مزایای کار تیمی و انفرادی بهرهمند میشود.
بام سبز (Roof Garden): در این طبقه، پس از گذر از هیجانِ واکنش، به تعادل بازمیگردیم. نقطهای که نور و هوا در کنار پوشش گیاهی، تجربهای آرامشبخش را برای کاربران رقم میزند؛ مکانی برای برگزاری ورکشاپهای هنری با چشماندازی بینظیر به شهر.
