logo

شوروم مرکزی فرش جیپور – 2

هند، جیپور

1403

برگزار کننده

Archdais

 

معمار مسئول

مجتبی هوشنگیان شیرازی

 

همکاران طراحی

ارمغان دلدار، هدیه بیطرف حقیقی

 

دسته بندی

مسابقه، طراحی داخلی، تجاری

 

مساحت (متر مربع)

660

 

وضعیت

کانسپت

در دنیایی که مدرنیته، شهرها را با خط‌کش، قلم و دوربین‌های نقشه‌برداری ترسیم می‌کند و حجم و بار ترافیک شهری، گریز از هیاهو را ناممکن می‌سازد، پیوند میان خانه‌ها در یک روستا، حسی از زندگی جمعی را القا می‌کند که در کلان‌شهرها نایاب است؛ حسی که از نظمِ یک کلونی، همچون لانه مورچگان، پیروی می‌کند. روستایی که در آن همه با هم آشنایند و در شادی و غم به یکدیگر وابسته‌اند، «خانواده‌ای از جنس نور» می‌سازند؛ خانواده‌ای که در قلب طبیعت و با ملایمت می‌زید، با سختی‌ها می‌ستیزد و برای آن‌ها راهکارهایی تاریخی می‌یابد.

هنرمندان فرش‌باف جیپور، الهام‌بخش‌ترین افراد و کارفرمایان اصلی پروژه ما بودند. ما بر آن شدیم تا مسیر مقدسی را که این بافندگان هر روز می‌پیمایند تا دست‌رنج‌شان زینت‌بخش خانه‌های مردمان سراسر جهان شود، به تصویر بکشیم. بافندگانی که نام‌شان حتی زیر تابلوی هنریِ خلق‌شده توسط خودشان نیز مهجور مانده است. مفهوم اصلی گروه ما، یادآوری ردپای این هنرمندان در زندگی زیبای آن‌هاست که در نمایشگاه اصلی برند جیپور ارائه شده است.

بر همین اساس، کوشیدیم نموداری از خانه‌های روستایی هند و مسیرهای میان آن‌ها ترسیم کنیم؛ مسیری که در واقع ردپای روزمره بافندگان در روستاهایشان است و برای ما به الگویی برای طراحی تبدیل شد.

این مسیر از میان کوچه‌های روستا می‌گذرد و در نقاط اتصال، به گشایش‌های وسیعی می‌رسد که می‌تواند خانه‌های روستاییان را به شیوه‌های گوناگون احیا کند. در یک نقطه، این مسیر به فضایی تعاملی می‌رسد که حس همبستگی زنان روستا را تقویت می‌کند؛ در نقطه‌ای دیگر، به اثر هنری‌ای می‌رسد که آینه‌ای است بر کف زمین و تداعی‌گر فرشی که بر سقف گسترده شده است. در واقع، این اشارتی است به اینکه ما در «فری منچاز» (Free Manchas) قصد داشتیم زندگی یک هنرمند را بازتاب دهیم، اما تغییرات گروه مسابقه، آن را از سقفِ منچاز به دیواره‌ی منچاز بدل کرد.

در گشایشی دیگر، مسیر به آمفی‌تئاتر می‌رسد. پیش از ورود، مخاطب از مسیری می‌گذرد که دیوارِ روایتگرِ داستان‌های شیرین را می‌بیند؛ دیواری که محل تلاقی معماری، صنعت و قصه است تا تماشای کارِ هنرمند، همچون اجرایی زیبا جلوه کند و بازدیدکنندگان در بوسه‌هایی که دستان هنرمند بر تار و پود می‌نشاند، غرق شوند. در مسیر بازگشت، اثر انگشت بازدیدکننده با رنگ انتخابی او ثبت و به یکی از گره‌های پیکسل‌شده (LCD) طرح فرش اضافه می‌شود تا فرشی که از کنار هم بودن و وحدت انسانیِ شکل‌گرفته توسط بازدیدکنندگان در فرش‌های جیپور طراحی شده، کامل شود.

این مسیرهای پیچیده -که حاصل گرافِ میان خانه‌های روستایی است- و گشایش‌هایی که هر یک نمادی از فعالیت‌های فرش جیپور در شعبه‌ی مرکزی (Flagship) هستند، نیازمند یک خطِ رابطِ قدرتمندند تا امضای برند جیپور در این روایت باشد. این خط رابط از ویترین آغاز شده، تمام دیوارها را می‌شکافد و تا انتهای پروژه پیش می‌رود تا نمادی از امید باشد. این شکاف عمیق، کارکردی سازه‌ای نیز دارد و از همان ورودی، میدان دید عمیقی به کل فضا می‌دهد تا تیم طراحی بتواند بر مهم‌ترین چالش سایت، یعنی طول زیاد و عرض کمِ پروژه، غلبه کند.

از نظر ما، مفهوم «برنده» وجود ندارد؛ مفهوم برنده، زندگیِ ما در کنار «بوگلی»، «چامپا»، «دورگا»، «دراپاتی»، «ماهاویر» و «شاکونتالا» و هم‌مسیر بودن با این مردمان دوست‌داشتنی است. گروه ما با دو طرح در این مسابقه شرکت کرده است. به اعتقاد ما، هر دو طرح بخشی از زندگی، خیر، عدالت و عشقی هستند که باید در آثار این مسابقه جاری باشد تا پیروزی و کسب رتبه برتر، پیامدِ اجتناب‌ناپذیر آن باشد. برای ما، «برنده شدن» به معنای پیوستن به «فرش جیپور» برای ساختن جهانی بهتر است و ما فارغ از نظر هیئت محترم داوران، گام‌هایی در این مسیر برداشته‌ایم.